صفحه ها
دسته
و ب گ ر د ی
یه نگاه بندازین
! موسیقیایی
دوستان
نرم افزار
سرراست
! همین بغل
ادبی ، هنری ، علمی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 291590
تعداد نوشته ها : 181
تعداد نظرات : 492
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
 
اگر سنگ شدی
می توانی به هر دستی بچرخی
به هر گوشه ای فرود آئی
؛
من درد را حس می کنم
و اندیشه خونین را
؛
به سنگ پیوستن همیشه سنگین است
ولی همواره ننگین نیست
؛
به مردابم ار خیال فکندن داری
بر پایت فرود خواهم آمد
واز پایت خواهم فکند
؛
ستاره نیستم
از ستاره ام
؛
خاک نیستم
از خاکم
فراتر از ستاره و سنگم
از خاکم
؛
قوی من
از تلاطم امواج مگریز
آب باش ؛ آب
؛
انسانم؛ از آبم؛ آب نیستم
؛
همواره به خورشید می ریزم
همانگونه که خورشید در من
؛
سنگم
گمان جنگم نیست
؛
به مر
دابم ار خیال فکندن داری
بر پایت فرود خواهم آمد
؛
گل شب بو
ترانه ای بخوان
پرپرت نخواهم کرد
تو اندیشه ی منی
راز ماه چه بود؟
 ........
 
دسته ها : شعر - به دل نشسته
جمعه 1388/9/6 18:25
 

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب 

این همه از نظر لطف شما می‌بینم

 

چهارشنبه 1388/9/4 9:26
 
بی خبر آمده ای
باز در خواب شبم
کاش هرگز نشود
صبح و بیدار شوم


کاش می گفتی که من
دل چراغانی کنم
سر راهت گل سرخ
باز قربانی کنم

کاش می گفتی که من
گل میخک بخرم
به سراپرده ی شب
عطر پیچک بزنم

کاش می گفتی که من
سبز بر تن بکنم
جای پاهای تو را
شمع روشن بکنم

کاش می گفتی که من
نور پر پر بکنم
تا می ایی به شبم
چشم خود تر بکنم

کاش این خواب مرا
ببرد تا دم مرگ
شب پاییزی من
خالی است از همه رنگ

کاش اما
....
صبح شد
آسمان شد آبی
جایت اینجا خالی
بی خبر آمدی و
بی خبر هم رفتی
 
دسته ها : شعر - به دل نشسته
شنبه 1388/8/30 7:47
 
دوباره شروع از گفتن است ، نا تمام گفتن
که توشاید تمامش کنی.....

دوباره هق هق است و هزاران آه و نشنفتن های تو

من و کاغذ و قلم دربدر وادی حرف
که تو شاید گذری از لب این وادی کنی
و تو شاید کمی گوش کنی ...بشنوی این فریادم

من و این بغض صدا و کمی شور نگاه پشت یک فریادیم
که تو امروز از آن میگذری

خسته ام بس که شنفتم چه بی آوازم
و چرا مسکوتم
و چرا هیچ ندارم حرفی...

وه چه بی فریادم اه چه بی آوازم

من خود ز خود می پرسم که چرا مسکوتم!!
منی که غرق شده در حرفم ... چرا بی حرفم؟؟

من و این بغض صدا خسته از این همه آه 
من همه فریادم من همه آوازم
در دل فریاد ها چه سکوتی اینجاست....
 

دسته ها : ادبی - شعر
شنبه 1388/8/23 10:12
 
 
 
من خیسِ خستگی ام
بیا شانه هایت را
بالش خیلِ خستگی هایم کن
شاید شبی
زخمهایم را زمین بگذارم ... 
 
دسته ها : ادبی - شعر - به دل نشسته
پنج شنبه 1388/8/14 20:21
X